تبليغاتX
کافه فلسفه

 امشب مقاله جالبی از جرج کاستا تحت عنوان "هزینه های اضافی جنگ بر سر نفت" خواندم. خانم لیلیان منصوری زحمت ترجمه فارسی این مقاله رو متقبل شده اند که بنده این مطلب رو به نقل از سایت ایران در جهان اینجا میذارم.

هزینه های اضافی جنگ بر سر نفت

دو پرسش وجود دارد که این روزها درباره آب سرد کن های جهانی پرسیده می شود، و به نظر می رسد که هیچ کسی پاسخ درستی برای آنها ندارد. اول اینکه چرا بهای نفت همچنان بالا می رود، آن هم در حالی که اقتصاد جهانی کم تحرک شده و به نظر می رسد سعودی ها هم درصددند تولید [نفت] خود را افزایش دهند؟ و سوال دوم اینکه چرا بسیاری از تحلیلگران و دولتمردان فکرمی کنند که ایالات متحده و اسرائیل، یا هر دو، تلاش خواهند کرد تا پیش از اتمام دوره ریاست جمهوری بوش در اوایل سال آینده [میلادی]، برنامه اتمی ایران را نابود کنند یا از پیشرفت آن جلوگیری کنند؟ با اینکه پاسخ های شتاب زده بی شماری برای هر دوی این پرسش ها وجود دارد، نگارنده به یکی از این پاسخ ها علاقه دارد: پاسخی که در حلقه ارتباطی بین این دو پرسش قرار دارد.

بدیهی است که هیچ توضیح جداگانه ای برای افزایش مداوم و حیرت آور بهای نفت وجود ندارد، بهایی که اخیراً به بیش از 140 دلار برای هر بشکه رسیده است. اما یک توضیح بجا ممکن است وجود داشته باشد؛ که تاجران انرژی و مشتریان واقعی نظیر پالایشگاه ها، شرکت ها و دولت ها، دارند بر مداخله اسرائیل و آمریکا علیه ایران در آینده نزدیک، شرط بندی می کنند و به طور منطقی باور به چنین مساله ای باعث می شود که قیمت نفت سر به فلک بکشد. وقتی این نگرش در آمریکا، در اسرائیل و به طور فزاینده ای در اروپا وجود دارد که افزایش فشارها، تحریم ها و تهدیدها علیه ایران به عنوان بهترین راه حل است که هم از حمله ای نظامی جلوگیری می کند و هم ایران را از دستیابی به تسلیحات اتمی باز می دارد؛ نتیجه ناخواسته چنین نگرشی این است که برخی افراد ممکن است واقعاً آن را باور کنند. دلالان و دیگران ممکن است بر اساس چنین فرضی که واشینگتن و متحدان اسرائیلی اش مبادرت به از بین بردن تسلیحات اتمی ایران خواهند کرد، رفتار کنند؛ چرا که این موضوع دقیقاً همان چیزی است که بوش و متحدانش به طور ضمنی گفته اند: در صورت پیروی نکردن رژیم احمدی نژاد از قطعنامه های سازمان ملل، مداخله نظامی آنها رخ خواهد داد.

اگر چنین مداخله ای صورت گیرد، چه اتفاقی ممکن است رخ دهد؟ در ابتدای امر، مطمئناً ایران در اقدامی تلافی جویانه همه فروش نفت خود به کشورهای خارجی را به حالت تعلیق در خواهد آورد؛ که این مساله باعث می شود دو میلیون بشکه از عرضه جاری جهانی که تقریباً 85 میلیون بشکه در روز است، کم شود. سپس – و این بسیار حیاتی است – هم پیمان روز به روز نزدیک تر ایران، هوگو چاوز، در کاراکاس، با در نظر گرفتن همه احتمالات، فروش خود به ایالات متحده را قطع و احتمالاً تعلیق عمومی فروش را اعلام خواهد کرد. بنابراین 1.5 میلیون بشکه دیگر هم روزانه قطع خواهد شد، با وجود اینکه شرکت ملی نفت ونزوئلا (PDVSA)، اعلام می کند که اکنون به طور قابل توجهی نفت بیشتری صادر می کند. این موضوع اتفاقاً نشانگر این قضیه نیز هست که در اقتصاد جهانی امروز، دانستن اینکه هر تولید کننده ای دقیقاً چقدر در بازار جهانی سرمایه گذاری می کند آسان نیست. در نهایت، برای دیگر صادر کنندگان [نفت] غیر ممکن نخواهد بود که در یک همکاری مشترک با ایران که بیشتر به شوخی می ماند (در حالی که برای حرکت اسرائیل و آمریکا در خلوت کف می زنند، در عرصه عمومی به ظاهر دم از قوانین بین المللی بزنند) در حدود یک میلیون بشکه دیگر را روزانه از بازار جهانی خارج کنند. قیمت نفت بر اساس همه این احتمالات به سقف 200 دلار برای هر بشکه یا شاید بیشتر خواهد رسید.

آیا چنین اقدامی لجبازی های بیشتر ایران و ونزوئلا را در پی خواهد داشت؟ تا حدودی، البته، ولی این خیلی متفاوت از بایکوت فروش نفت به کشورهای صنعتی توسط صادرکنندگان عرب که در پی جنگ اعراب و اسرائیل در خاورمیانه در سال 1973 به وجود آمد، نخواهد بود، بایکوتی که قیمت نفت را چهار برابر کرد. هر دو، تهران و کاراکاس، حداقل ذخیره های پولی برای دنبال کردن یک بایکوت [نفتی] در یک مدت زمان مشخص را دارند. مخصوصاً اگر تقلب کنند و فروش های موضعی با قیمتی تورمی برای خود دست و پا کنند. درست است که آنها نخواهند توانست چنین وضعی را به طور نامحدود ادامه دهند، اما واقعاً جمهوریخواهان می خواهند که کمپین انتخاباتی پاییز را با گاز هر گالون 6 دلار – 50 درصد بیش از قیمت امروز آن که هم اکنون هم قیمت بالایی است – و با بحرانی که بر روی دستشان در خلیج فارس و آمریکای لاتین مانده است آغاز کنند؟

از سوی دیگر، تصمیم به اینکه اقدامی در مورد ایران انجام شود، تا ابد معطل نخواهد ماند. هر چه زمان بیشتری بگذرد، تهران هم به ساخت ابزار اتمی و هم به امکان انتقال این قابلیت ها به همسایگانش نزدیک تر خواهد شد. بسیار بعید به نظر می رسد که دولت اوباما تمایل داشته باشد دوره اول خود را با حمله ای پیشگیرانه به ایران آغاز کند، قابل قبول هم به نظر نمی رسد که اسرائیل خودش بخواهد بدون رضایت (رضایتی حتی همراه با اکراه) ایالات متحده، به سوی جنگ پیش برود. آنهایی که از ایران مجهز به سلاح اتمی می هراسند (نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه، در ماه ژوئن در اورشلیم اعلام کرد که چنین دولتی [که مجهز به سلاح اتمی است] قابل پذیرش نیست)، به سرعت مشغول انجام مانور با مختصات حمله به ایران شده اند.

این موضوع مطمئناً توجیه کننده اطلاعات گمراه کننده، فریب ها و بلوف هایی است که جهان در بازارهای نفتی، در حریم هوایی مدیترانه (جایی که اسرائیل "به طور پنهانی"، "تمرین" حمله به ایران را در ماه ژوئن انجام داده است) و در مبادلات تکنولوژیکی، مالی و تجاری مابین ایران و بقیه کشورهای دنیا شاهد آن است.

یک تئوری وجود دارد که برنامه اتمی ایران بسیار کمتر از آنچه خیلی ها باور دارند پیشرفت داشته است. این موضوع بیشتر نتیجه خرابکاری و ترور مداوم، و همچنین قطع روند عادی خریدها و ارسال ها توسط سرویس های اطلاعاتی غربی است. بر اساس چنین نگرشی، تحریم های اقتصادی، عملیات زیرزمینی و تلاش های اسرائیل برای فاصله انداختن میان ایران و متحدانش در منطقه، بخصوص سوریه، برای جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته ای در حال حاضر کفایت می کند. به شرط اینکه ایران و دیگران باور داشته باشند که گزینه نظامی همچنان روی میز باقی می ماند. اما اگر آنها به این موضوع باور داشته باشند، تاجران انرژی نیر باور خواهند یافت و قیمت نفت به تبع تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 2:58 توسط Paranoid |

 

هرچند انتساب این تحلیل را به برداشت 5 میلیارد دلاری اخیر دولت از حساب ذخیره ی ارزی، جهت جبران خسارت های ناشی از خشکسالی بی ارتباط می دانم (اساساً این برداشت به دلیل عدم تبدیل شدن به ریال و ورود به چرخه ی پولی کشور، تاثیر چندانی بر تورم نخواهد داشت)ولی با کلیّت موضوع موافقم.

***********

برداشت های مکرر از حساب ذخیره ی ارزی به صورت کامل هدف اصلی ایجاد آن را مخدوش کرده است. دولت در هر فعالیتی به برداشت از حساب ذخیره ی ارزی رأی می دهد. این بار نیز واردات کالاهای مصرفی بهانه ای برای برداشت از حساب ذخیره ی ارزی بود. درآمدهای سرشار نفتی که می توانست سرمنشاء تحولی در اقتصاد ایران باشد، تنها به امور جاری و برداشت های بی برنامه و مصارف بدون استدلال اختصاص یافته تا فعّالیت های سازنده اقتصادی به فراموشی سپرده شود. هنگامی که لایحه بودجه در کمترین زمان ممکن در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید، به وضوح مشخص بود که این بودجه با مشکل مواجه خواهد شد. امّا درآمدهای سرشار نفتی به دولت فرصت داده تا از طریق صرف این سرمایه ها مشکلات اساسی خود را برطرف کند. دولت طی سه سال گذشته بارها به برنامه چهارم توسعه اهمّیت نداده است. این بار نیز جداول پیوست برنامه را تغییر داد تا باز هم قانون برنامه دستخوش تغییر شده باشد. همین برداشت های مکرر نیز سبب شده تا بازار کشور مملو از اجناس وارداتی شده باشد. اکنون در هر کوچه و خیابانی با فروشگاه هایی مواجه هستیم که کالاهای وارداتی را عرضه می کنند. این اتّفاق نتیجه ی بی برنامگی اقتصادی دولت است. نقض برنامه چهارم توسعه هم دیگر به روالی عادی بدل شده است.

(محسن صفایی فراهانی، هفته نامه شهروند امروز، شماره 53، مورخ یکشنبه 16 تیر 1387)

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 23:20 توسط Paranoid |

 

                                          مشاهده تصویر با اندازه واقعی(۱)

یک نکته مسجّل از زمان افزایش قیمت نفت آن است که انتظارات شهروندان ایرانی نسبت به بهبود شرایط زندگی و قدرت خرید افزایش یافته طوری که این روزها در هر مجلسی که می نشینی، حتّی اگر بحث از پسر نوه ی خواهر زاده ی عمویت هم شروع شود دست آخر بحث به نفت و پول سر سفره و...اینجور چیزها کشیده می شود.

اینکه قیمت نفت در بازارهای جهانی افزایش یافته ( و حتّی به بالاترین رقم خود در تاریخ استخراج نفت رسیده) حقیقتی انکارناپذیر است، ولی از آن مسجّل تر صدای اعتراض توده ی مردمی نسبت به کاهش قدرت خرید است که دست کم در بیشتر اوقات روز گوشت را کر می کند. ثقل صامعه برکتی است که این روزها کم گیر می آید، این صداها وقتی بیشتر آزارت می دهد که به احمقانه بودن آنها پی می بری. وقتی می فهمی سطح درک عمومی از اتّفاقات روزمره چه مقدار پایین است و سطحی نگری واقعاً اپیدمی زمانه ما شده است. افزایش قیمت نفت حکایتی مسجّل است ولی آنچه به اندازه این افزایش مبرهن نیست، درک این است که دود این افزایش به چشم کی میرود و پول آن در جیب چه کسی!؟

در تمام جداول مربوط به اطّلاعات مبادلات نفتی طی ماههای اخیر ( منتشر شده از سوی وزارت انرژی ایالات متحده)، میزان واردات خالص محصولات نفتی از کشورهای حوزه ی خلیج فارس (Gross Import from Persian Gulf) به کشورهای عضو OECD (Organization for Economic Cooperation and Development) گزارش نشده است...!!

                                             مشاهده تصویر با اندازه بزرگتر (۲)

و این در حالی است که بلوف زنی ها و تهدید های پیاپی مقامات اسرائیلی برای حمله ی نظامی به تأسیسات هسته ای ایران، علاوه بر ناامنی های عراق مزید بر علّت شده تا نفت خاورمیانه به لطف ناآرام بودن منطقه و تشنّجاتی از این دست همچنان از نرخ رشد بالایی برخوردار باشد. خب تا اینجا موضوع ظاهراً به سود کشورهای صادر کننده ی نفت از جمله ایران است ولی حقیقت امر اینست که عواقب این افزایش قیمت نهایتاً شرایط را به میل همانهایی رغم خواهد زد که عامل این تشنّجات منطقه ای هستند.

 

                                             مشاهده تصویر با اندازه بزرگتر (۳)

حال سئوالی که مطرح است اینست که چگونه چنین افزایش قیمتی نهایتاً به سود کشورهایی نظیر امریکا تمام خواهد شد، در حالیکه خود ایالت متحده در زمره بزرگترین وارد کنندگان نفت قرار دارد؟

 

                                               مشاهده تصویر با اندازه واقعی (۴)

مطابق همان آمار ارائه شده از سوی وزارت انرژی آمریکا در حال حاضر عمده ی واردات نفتی آمریکا که تا تاریخ 9 ژوئن 2008 بالغ بر 3.439 میلیون بشکه در روز است- از کشور کانادا و مکزیک صورت می گیرد (کشورهای عربستان، نیجریه، ونزوئلا، آنگولا، کویت، کلمبیا، انگلستان ونروژ در رده های بعدی قرار دارند) و این در حالیست که بزرگترین مشتری های نفت خاورمیانه کشورهای در حال توسعه ای نظیر چین، ژاپن و هند هستند که اتّفاقا از رشد اقتصادی خوبی هم برخوردارند، باالتّبع افزایش قیمت نفت خاورمیانه نهایتاً به افزایش قیمت تمام شده ی کالاهای تولیدی توسط این کشورها منجر خواهد شد و دست کم یک پیامد منطقی آن اینست که ایالات متحده دیگر نیازی به وضع مالیات بالا برای کالاهای چینی نخواهد داشت، به این ترتیب سایه غول کالاهای چینی ارزان قیمت از سر صنایع امریکایی کوتاه خواهد شد. از سوی دیگر قسمت اعظم نفت وارداتی ایالت متحده بطور عمده جهت ذخیره سازی به چاه های نفتی این کشور تزریق میگردد و انرژی مورد نیاز صنایع در این کشور از طریق نفت استحصالی از چاه های داخلی و سایر منابع از جمله انرزی هسته ای تامین می گردد و بدین ترتیب نفت گران قیمت وارداتی عملاً وارد چرخه ی اقتصادی این کشور نشده و ثاثیر چندانی بر افزایش قیمت کالاهای تولیدی درون امریکا نخواهد داشت. از سوی دیگر از آنجا که کشوری نظیر ایران، دست کم طی یکی دو سال اخیر به مصرف کننده صرف کالاهای چینی تبدیل شده، محصولات این کشور را به قیمت بالاتری خواهد خرید و بدین ترتیب پول حاصل از فروش نفت مجدداً به جیب چینی ها باز می گردد. تمام این سناریو نظیر یک تیغ دو لبه از یک طرف به کاهش رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه که این روزها در حال تبدیل شدن به غول های اقتصادی هستند- می انجامد و هم تاثیر تحریم های اقتصادی را به دلیل تامین تورم کاذب تشدید می کند. بغرنج تر آن است که که تصمیمات اقتصادی غیر کارشناسانه دولت برای برداشت بی رویه از صندوق ذخیره ی ارزی و تبدیل دلار عاید از فروش نفت به ریال و خرج ان در بازار داخلی نه تنها در کوتاه مدّت تأثیری در مهار تورم نخواهد داشت بلکه بر شدت آن دامن خواهد زد.

این روزها ما همه [شاد] هستیم...! اقتصاد ما وابسته به نفتی است که با نرخ برداشت حال حاضر تا 52 سال دیگر یک قطره از آن هم باقی نمی ماند و هنوز در برنامه چهارم توسعه از وابستگی مان به نفت و تأثیر شگرفش بر اقتصادمان صحبت می کنیم.

ای کاش چند دلاری هم صرف هزینه های زیر بنایی می شد...!

 

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 23:22 توسط Paranoid |

این اعترافات را دقیقاً کلّه ی ظهر یک روز 12 تیرماه وسط اتوبان تهران- قم می نویسم. من انسان ساده و کودنی هستم! آنقدر ساده که فکر کنم به عنوان یک شهروند ایرانی می توانم در کمتر از یک هفته ویزای یک کشور [ آفریقایی] را بگیرم. (دیگر کانادا، آمریکا و کشورهای اروپایی پیشکش)، آنقدر ساده هستم که از اصفهان تا تهران 9 هزار تومان کرایه بپردازم و از میدان آرژانتین تا جلوی در سفارت 8 هزار تومان...!، آنقدر کودن هستم که یک احساس خودبزرگ بینی نگذارد مثل خیلی های دیگر که آمدند و در صف ایستادند و فحش دادند و رفتند، بایستام و زنگ در سفارت را با انگشت سبابه بزنم و بعد برای چند دقیقه بعدی مثل احق ها به دوربین آیفون زل بزنم. هنوز آنقدر حماقت در وجودم باقی مانده که با محافظ گنده بک و دون پایه سفارت طوری رسمی (فرمال) حرف بزنم که حتّی یک کلمه اش را هم نفهمد و همانقدر ساده که برای منشی سفیر توضیح بدهم چقدر برای من ضروری است که در کمتر از یک ماه ویزای من صادر شود.

من یک شهروند ایرانی هستم- برای رفتن به هر قبرستانی باید ویزا داشته باشم.

من یک ایرانی هستم- برای قبرستان رفتن هم باید ویزا داشته باشم- باید در صف انتظار باشم.

من یک ایرانی هستم- یک روز در جایی خواندم نباید ملّتی را که از آینده خود نا امید است به خاطر تفاخر به گذشته مذمّت کرد.

من یک ایرانی هستم- با 1400 سال پیشینه ی تمدّن نا امید از آینده- دلخوش به گذشته...!

 

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 22:34 توسط Paranoid |